در بخشی از این رمان آمده است:
لوک از او سوال کرد: از زندگیت چی میخوای؟ و اگر واریا میخواست صادقانه جواب دهد میگفت میخوام برگردم از اول شروع کنم. به خود سیزدهسالهاش میگفت به دیدن آن زن نرود. به خود بیستسالهاش میگفت سیمون را پیدا کند و ببخشد. به خودش میگفت از کلارا مراقبت کند، دنبال رابطههای درست بگردد، قبل از این که پرستار، بچه را از آغوشش بیرون بکشد، میگفت دست نگه دارد.
به خودش میگفت تو میمیری، تو میمیری، همه میمیرند. به خودش میگفت به بوی موهای کلارا توجه کن. خودت را به آغوش دنیل بسپار که خم میشود تا بغلت کند... به خودش میگفت چیزی که از ته دل میخواهد این نیست که تا ابد زنده بماند، این است که دیگر نگران چیزی نباشد... (ص۴۲۲)
کلوئه بنجامین، نویسنده جوان آمریکایی این اثر، تاکنون دو کتاب نوشته اما در همین دو اثر نیز موفقیت چشمگیری به دست آورده است. رمان اگر میدانستی تا کی زنده هستی، چطور زندگی میکردی؟ تحسین منتقدان زیادی را به همراه داشته است. رادیو نشنال پابلیک، روزنامه واشنگتن پست و ماهنامه اینترتینمنت ویکلی این کتاب او را از بهترین کتابهای سال ۲۰۱۸ معرفی کردهاند.
مهسا ملکمرزبان به غیر از فعالیت در رادیو و تلویزیون، کتابهای متعددی ترجمه کرده است، از جمله آثار ترجمه ای او می توان به قلبی به این سپیدی و شیفتگیها نوشته خابیر ماریاس، سانست پارک از پل استر و... تالیف مجموعه داستان خردهروایتهای بیزن و شوهری اشاره کرد.

